آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

113

سفرنامه كازاما ( فارسى )

به زيارت مكه رفته و « حاجى » شده است . كسى كه به حج رفته است طرف اعتماد فراوان مردم و بازرگانان و مورد احترام همگان مىشود . تجارت ايران با ژاپن از طريق هندوستان يا مستقيم ( از راه بنادر ايران ) انجام مىگيرد . منزلى كه در آنجا ماندم مبلمان اروپايى داشت ، اما در اين خانه حمام نبود . پس از بيرون آمدن از تهران 6 روز بود كه نتوانسته بودم حمام بكنم ، و اميد داشتم كه اينجا به گرمابه بروم . اتاق‌هاى اين خانه را از نظر گذراندم ؛ اندرونى و بيرونى جدا بود ، چنان كه در همه خانه‌هاى ايران ، و حمام هم در اندرونى . درخواستم را ( براى دسترسى به حمام ) به استاندار گفتم ، اما او فقط گفت كه كوشش خود را خواهد كرد ، و ( در ورودم ) نخست نتوانستم حمام بكنم . در نظافت اسلامى ، دست و رو شستن مهم است . پس مهماندارانم براى دست و رو شستن به من آب مىدهند . اما اين پاسگوى انتظارم نيست . دسترس نداشتن به حمام در سفر در ايران ناراحت‌كننده‌ترين چيز است . انگليسىها و امريكاييان در حومهء شهرها عمارت كنسولگرى ، بانك ، تلگرافخانه و اقامتگاه براى رؤساى اين تأسيسات ساخته‌اند ، و در ولايات كه هتل بسيار كم است ( مهمانان و مسافرانشان ) در اينجا مىمانند . افسر انگليسى راهنمايىام كرد كه به اين اقامتگاه بروم ؛ اما من مىخواستم با زندگى ايرانيان آشنا بشوم ، و در خانهء ايرانى مهمان شدم . بوشهر بندر مهم ايران است ، اما جاى سفر كردن نيست ، و 7 ماه در سال - از بهار تا پائيز - بسيار بسيار گرم است و بدترين هوا را در ايران دارد . اما انگليس ، روسيه و فرانسه در اينجا سركنسولگرى دارند ، و نمايندگى مقيم بريتانيا هم در بوشهر است . از بوشهر تا محمره ؛ شوش يا شوشتر با كشتى كوچك متعلق به شركت انگليسى ، از بوشهر به محمره رفتم . گذشتن بر دريا از اين عرض خليج فارس ( شمال شرق به شمال غرب آن ) يك شب كشيد . پس از